محمد رضا حكيمي - محمد حكيمي - علي حكيمي ( مترجم : آرام )

198

الحياة ( فارسي )

ماهيّت خود با دو طرف ميانه روى و اعتدال ، يعنى افراط و تفريط ، در تضاد و مخالفت است ؛ پس تضادّ موجود ميان دين از يك سو و تكاثر و فقر از سويى ديگر ، امرى سطحى نيست كه با غفلتورزيدن ، يا گونه اى تمايل ، از ميان برود . ( 7 ) - از آثار مثبت مهمّى كه از مركزيّت دادن به « اصل ميانه روى » در نظام اقتصاد نتيجه مىشود ، ايجاد روحيّهء برادرى در اجتماع است ، چه افراد ، در هر اجتماع ، چون به حقوق خود دست يابند ، و گرفتار دامهاى ناكامى نشوند ( و با ديدن مشتى مردم خوشگذران و همه چيزدار احساس كمبودى در خود نكنند ) ، در دل خود خشم و رشكى احساس نخواهند كرد ، بلكه نسبت به يك ديگر احساس محبّت و مهربانى خواهند داشت ، هر كسى نسبت به برادر دينى و اجتماعى خويش . و بدين گونه علَّتهاى كينه و اختلاف و قطع روابط از ميان مىرود ، و مردمان به صورت برادرانى نيكوكار و نيكو روش و همچون جسدى واحد درمىآيند كه در آن : « چو عضوى به درد آورد روزگار / دگر عضوها را نماند قرار » . ( 8 ) - به همان گونه كه ميانه روى سبب گسترش روح برادرى در ميان افراد مردم مىشود ، انحراف از آن ، روحيّهء تنفّر و كينه توزى به يك ديگر را بر مردم تحميل خواهد كرد . و با از ميان رفتن ميانه روى در زندگى و مصرف ، امنيّت و سلامت اجتماعى از ميان مىرود ، و مبارزه ميان افراد درمىگيرد ، و امّت گرفتار بحرانهايى سخت مىشود ، و پيوندهاى انسانى جاى خود را به پيوندهاى آكل و مأكولى و حيوانى وامىگذارد ، چنان كه امام علىّ بن ابى طالب « ع » در اين باره فرموده است : « يأكل عزيزها ذليلها ، و كبيرها صغيرها ، قد أضلَّت أهلها عن قصد السّبيل « 1 » - ( 1 ) نيرومند و صاحب مقام دنيا ذليل و خوار را مىخورد ، و بزرگ دنيا كوچك را ؛ در اين صورت ، دنيا مردم خود را از سپردن راه ميانه منحرف كرده است . . . » .

--> « 1 » « تحف العقول » / 57 .